کجایی آرامش...

سلام دوستان و همراهای گلم

خوبین؟ خوشین؟امیدوارم که هفته خوبی رو شروع کرده باشین.

منم بد نیستم.یکم خوبم،یکم بدم.هی میگذرونم دیگهخنثی

پنجشنبه و جمعه خوبی رو نگذروندم.خیلی یکنواخت و کسل کننده بود.

دلم یه مسافرت طولانی و خیلی دور میخواد...

یه جای خلوت،ساکت،سرسبز و پر از آرامش...آرامش مطلق...

بدون هیچ وسیله ارتباطی،بدون تلفن،موبایل،تلویزیون و ...

فقط سکوت و آرامش...خیال باطل

یه مدته از هرمسئله کوچیکی واسه خودم یه معضل درست میکنم و میشینم هی غصه میخورم،دیگه حوصلم از خودم سر رفته.سر کار همش عصبیم و با همه دعوا دارم.

تو خونه همش خسته ام و دوست دارم بشینم یه گوشه.

خلاصه که دارم به فنا میرم انگارنگران

یه موقعیت کاری جدید برام داشت جور میشد که هم نزدیک خونمون بود هم ساعت کاریش تا 2 بود و هم حقوق و مزایاش عالی بود.ولی فعلا که امید زیادی بهش نیست البته صد در صد نگفتن نه، ولی جریان پارتی بازی و کل کل مدیرای اونجا باهمه که هرکدوم یه گزینه هایی واسه استخدام دارن، منم پارتیم به اندازه اونا برش نداره. البته هرکاری از دستش برمیومد انجام داده بنده خدا،ولی اونا خیلی زورشون بیشتره.

حالا بازم گفتن قضیه تموم شده نیست و بذار ببینیم چی میشه.

اگه جور میشد خیلی خوب بود از هر نظر واسم خوب میشد و شاید با کم شدن ساعات کاری یه کم آروم میگرفتم.

اعصابم خیلی ضعیف شده.حوصله خیلی چیزا و افرادی رو که قبلا داشتم الان اصلا ندارم.

مدتیه کم به وبلاگ سر زدم.سعی میکنم بیشتر بیام چون با نوشتن اینجا یکم حالم بهتر میشه.

دوستتون دارم عزیزای من

/ 1 نظر / 33 بازدید
Bahar

سلام عزیزم امیدوارم این کاری که میگی جور بشه انشاا... که بسه و خبر خوش بدی بهمون